تبلیغات
خلوت من - قدر دانی
قدر دانی | روزهای من ,

مدتی بود فکر می کردم که چطوری می تونم از دوستان و آشنایانی که به وبم سر می زنن و اظهار لطف می کنن تشکر کنم. در نهایت تصمیم گرفتم یک پست رو به اونها اختصاص بدم که یه وقت فکر نکنن بود و نبودشون برام فرقی نداره.

 

فامیل و بستگان

"آقا صادق" پسر عمه ام که همیشه نسبت به من لطف داشته, نه فقط توی وبلاگ. یکی از مشوقین من برای وبلاگ سازی هم بوده! "شهرزاد عزیزم" (دختر دایی ام) که با نظرات قشنگش همیشه خوشحالم میکنه. "کسری" (پسر عموی مامانم!) که کامنت های آموزنده و جالبی برام میذاره. "زینب" دختر عمه نازنینم که تازگیها یادش افتاده به من لطف کنه. البته قبلا هم حضوری ما رو مورد الطافش قرار می داد! "مریم" دختر عمه مهربان و دوست داشتنی ام که مدتی به خاطر درس, از حضورش در اینجا محروم بودم. "شایان" پسر عموم که این وبلاگ رو با کمک اون ساختم. بهش افتخار می کنم و فکر می کنم روزی انسان موفق و بزرگی بشه.

دوستان وبلاگی

"ساجد" از اولین دوستان وبلاگی که همیشه هم اینجا و هم توی وب خودش حسابی به من لطف و محبت داشته. "مهدی همراهی" که به نظراتشون و همینطور به دوستی مثل ایشون افتخار می کنم. "بهناز عزیز" که دیدن کامنت هاش حسابی منو ذوق زده می کنه! خیلی لطف داره به من. "آقای هیچ!" که البته در اصل یک دوست چتی هستن. کم به من و اینجا افتخار میدن... ولی به هر حال ما خیلی خرسندیم از این آشنایی! "مریم" عزیز و دوست داشتنی ام که اون هم یک دوست واقعیه, نه یک دوست وبلاگی. اما الان بیشتر کامنت ها و مسیج هاش رو می بینم تا خودشو! "آقا محراب" که معمولا کم پیدا هستن اینجا. اما من حسابی شرمنده ام که نتونستم برای سایت «اعلان» باهاشون همکاری کنم. از کم سعادتیه. "سریر" دوست خوبی که نظراتشون همیشه برام مفید بوده. "سید رضا" که ارادت داریم خدمتشون! و با نظراتشون همواره اظهار لطف داشتن... خدمتمون!! "آقا سهراب" که ضمیمه رایگان وبلاگ سید رضا هستن! وحضورشون در اینجا باعث افتخاره. "نامبرده" (کلبه دنج) که هویت مشکوک و مرموزی دارن و من هنوزم گاهی به نوشته هاشون - حتی در شرایط وخیم تر- به کامنت هایی که برام میذارن حسادت می کنم! "دلارام" که خیلی محبوب و عزیزه ولی خودش خبر نداره!! بی نهایت خوشحالم از داشتن دوستی مثل اون. "آبجی معصوم" گلم که خودش میدونه چقدر با حضورش خوشحالم میکنه. "آقا محمد مهدی" (حرف سی و سوم) که بیشتر شبیه ستاره ی سهیل هستن بس که نیستن!! اما من دوستای با ارزشمو کنار نمی ذارم. "عاشق" که با وجودی که من بهش گفتم بی معرفت, اما خیلی با معرفته! اینو با کامنت هاش ثابت کرده. "آقا میثم" که ایشون هم از افتخارات محسوب میشن. اما انگار مدتیه سرشون شلوغه. "آفرین خانوم" که منو با کامنتها ش و محبت هاش شرمنده می کنه. "سیدمجید" گرافیست جوانی که که یحتمل آینده ی درخشانی داشته باشه. فقط دیر به جنسیت ها پی می بره! "پسر یک پاسدار" که فکر نکنم دیگه اینجا بیاد. بعد از اشکال میهن بلاگ وبلاگش تعطیل شد. اما قبل از اون اتفاق, اطلاعات مفید و خوبی در اختیارم گذاشت. "کلبه احزان" که قلبا از آشنایی با ایشون و وبلاگشون خوشحالم. یک بار هم وب منتخب شدن و ما کلی پُز دادیم! "آقا ابراهیم" که ایشون هم ظاهرا یک دفعه منتخب شناخته شدن اما من دیر رسیده بودم و وقت پُز دادن گذشته بود!! "فرید" که به خاطر مشکل میهن بلاگ از وبلاگ سازی منصرف شد اما الطافش نسبت به این وب کم نشد. "آبجی الهه" که با محبت هاش منو شرمنده میکنه. "آقا آیدین" (یا به عبارتی آیدن) که از آشنایی با وبلاگشون خیلی خرسندم و از حضورشون خوشحال. "سمول" عزیز که گرچه کم پیداست اما سر می زنه و لطف میکنه. "آقا محمد" که فکر نکنم حالا حالاها اینجا پیداشون بشه اما یه زمانی بیشتر افتخار می دادن. "رهگذر" دوست تازه ای که با کامنت هاشون حسابی منو خجالت میدن! "باورهای یک روحانی" که عمیقا از آشنایی با ایشون خوشحالم و چیزهای با ارزشی ازشون یاد می گیرم. ایشون هم لطف دارن که به این وبلاگ نه چندان با ارزش قدم می ذارن. "بوف بصیر" که هر از گاهی سری می زنن و من شخصا از علاقه مندان نوشته هاشون هستم. "علی مشکی پوش" که همشهری هستن و به هر صورت پارتی شون قویه!!

"زینب خاتون" و "ننه شهرزاد" هم جدید ترین دوستای من هستن که از آشنایی باهاشون خیلی خوشحالم.

دوستان چتی!

"امین آقا" که یه زمانی نسبت به من و وبم لطف داشت اما از وقتی که خودشم وبلاگ ساخت, ما رو از یاد بُرد! و "سلام از ما" که مدتیه خبری ازش ندارم و جای خالی نظراتشو احساس می کنم. امیدوارم به زودی با حضورش خوشحالم کنه.

 

می دونم که با دیدن اسمتون در اینجا ذوق زده شدین!! هدف ذوق زده کردن شما نبود, بلکه این یک تشکر و تقدیر صمیمانه از همه ی کسانی بود که به نحوی منو مورد لطف قرار دادن... یا حتی ندادن! هر جوری که فکر می کنم می بینم که رونق این وبلاگ هستین و بی انصافیه اگر اقلا اسمی ازتون برده نشه.

احتمالا به زودی قصد سفر داشته باشم, با خانواده می ریم صفا!! (تو این وانفسای بنزین با ماشین خودمون می ریم!) بنابراین حدود 10 روز از دستم نفس راحت بکشین.

زنده باشین و سلامت

و از همگی التماس دعا.


نوشته شده توسط رضوان در جمعه 5 مرداد 1386 و ساعت 09:07 ق.ظ
نوشته های پیشین
+ تلقین خداحافظی+ سربلند+ همه ی صداهایی که شنیده ام+ تحمل یک تهدید!+ بگذار سخت باشم+ گاهی دختر نیستم!+ برای آینه ای که ناگهان شکست+ خرید و فروش در روز ژوژمان!+ من حسود شده ام!+ اس ام اس ها حرف می زنند!+ عکاسی در نمایشگاه قرآن+ شب تقدیر+ ماهی گلی تنها+ جنگی که بود, جنگی که هست...+ یادآوری یک روز

صفحات:
نمایش نظرات 1 تا 30