تبلیغات
خلوت من - بگذار سخت باشم
بگذار سخت باشم | دل نوشته های من ,

مهربانی تا کی؟

بگذار سخت باشم و سرد.

باران که بارید

چتر بگیرم و چکمه.

خورشید که تابید

پنجره ببندم و تاریک.

اشک که آمد

دستمالی بردارم و خشک.

دل که رفت

نیشخندی بزنم و سوت!

 

 

........................................

حاشیه: برای "..." , که نقطه چین هایش همیشه, پر از حرف های زیباست...


نوشته شده توسط رضوان در پنجشنبه 24 آبان 1386 و ساعت 05:11 ق.ظ
نوشته های پیشین
+ تلقین خداحافظی+ سربلند+ همه ی صداهایی که شنیده ام+ تحمل یک تهدید!+ بگذار سخت باشم+ گاهی دختر نیستم!+ برای آینه ای که ناگهان شکست+ خرید و فروش در روز ژوژمان!+ من حسود شده ام!+ اس ام اس ها حرف می زنند!+ عکاسی در نمایشگاه قرآن+ شب تقدیر+ ماهی گلی تنها+ جنگی که بود, جنگی که هست...+ یادآوری یک روز

صفحات: