تبلیغات
خلوت من - من هیچ و تو همه
من هیچ و تو همه | دل نوشته های من ,

منو میشناسی...

من همونم که هر وقت از همه نا امید شد, سراغت میاد. همون که هر وقت گرفتار شد یادت می افته. فقط وقتی مشکل داشت, نمازشو با حضور قلب می خونه.

من همونم که همیشه شاکیه, تو همه چیز بهش دادی ولی فقط گِله می کنه. همون که هزار تا قول بهت می ده تا به آرزوش برسونیش, اما خیلی زود همه چیز یادش میره...

من همونی هستم که همیشه دعاهاشو با مهربونی گوش دادی و اجابت کردی. همون که بهش یاد دادی اگه برای دیگرون دعا کنه بیشتر به اجابت می رسونی تا برای خودش!

من همون مغروری هستم که ذره ذره فروتنی رو یادش دادی. کوچیک شدن رو یادش دادی و قلب بزرگ داشتنو. گفتی ازت چیزای بزرگ بخوام و من هر چی خواستم کوچیک و بی ارزش بود... دنیایی بود. تو اما هر چی اجابت کردی بزرگ بود و بزرگوارانه.

نمی دونم چرا در حالیکه به ندرت همون بنده ایی بودم که می خواستی, اما تو همیشه همون خدایی بودی که می خواستم.

منو ببخش...


نوشته شده توسط رضوان در یکشنبه 25 شهریور 1386 و ساعت 11:09 ق.ظ
نوشته های پیشین
+ تلقین خداحافظی+ سربلند+ همه ی صداهایی که شنیده ام+ تحمل یک تهدید!+ بگذار سخت باشم+ گاهی دختر نیستم!+ برای آینه ای که ناگهان شکست+ خرید و فروش در روز ژوژمان!+ من حسود شده ام!+ اس ام اس ها حرف می زنند!+ عکاسی در نمایشگاه قرآن+ شب تقدیر+ ماهی گلی تنها+ جنگی که بود, جنگی که هست...+ یادآوری یک روز

صفحات: